کشتی نوح ما
2009/11/20
3
Comments
انالله و اناالیه راجعون را خیلی دوست دارم. وقتی میگویم ما از خداییم و بسوی خداییم، از این صیغهی جمعی که در این دوجمله هست لذت میبرم و احساس یکی بودن با دیگرانی میکنم که در این «ما» جای میگیرند، این «ما» به همهی بشریت سرایت میکند، از آن قدیمیهایش که زمانی مردهاند و پوسیدهند و حالا اثری از آنان در این دنیا نیست تا معاصران و آیندگانی که هنوز ندیدهامشان ولی جزیی از این «ما»یند. «ما»ی این دوجمله سیاهان و سفیدان، زردها و سرخها را هم زیر چتر خودش میگیرد و همهمان را عضو یک خانواده میکند؛ این «ما» مسلمان، مسیحی، یهودی، بودایی، زردشتی و کافرِ خدانشناس را هم عضو خودش میداند. من فکر میکنم میشود از این حد هم فراتر رفت و همهی عالم و ساکنانش را از انسان و غیرانسان داخل کشتی نوحِ «ما» جمع کرد. وقتی این آیه را میخوانم با همهی آنچه که هست احساس یکدلی و همرنگی میکنم و از پیلهی فردیت بیرون میآیم و خودم را قطرهای میدانم درکنار بیشمار قطرات این اقیانوس بیکران که اولمان یکی بوده و مقصدمان هم یکیست.
برچسب:
دیدگاه
