دراز کشیده بودم و گوش می‌دادم. به صداها. به صدای باران که می‌بارید. به صدای رد شدن اتومبیل از سطح خیس خیابان. صدای بلندگوی مسجد: «پروردگارا»، صدایش اما دور بود، دیگر به این‌جا نمی‌رسید. پسرکی که صدا زد «زهرا خانم!». صدای باد. گوش کردم به میز تحریرم که صدا داد بی‌خودی، لابد بخاطر انبساط و انقباض. صدای بوق ماشین. درب خانه‌ای که بسته شد. «سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی...» از ماشینی آمد که رفت. صدای سرفه‌های حسن‌نژاد. صدای باد.
من خوب گوش دادم، کسی مرا صدا نزد.

برچسبها:

23 Comments:
Blogger میچیکو گفت که :
منم خیلی وقتها همینجوری به صداها گوش میدم.
به صدای پسر همسایه که هی داد بیداد میکنه.
به انبساط و انقباضهایی که صداهای عجیب غریب بوجود میارن که آخرش هم نفهمیدم که چی میشه که یهو اینجوری میشه.
بعضی وقتها خیلی رو مخه ولی پیش میاد که صداهای بیرون دوست داشتنی هم باشن.

Blogger aji navat گفت که :
تقصیر تو نیست. تقصیر باد هم نیست. همیشه معلم ها بهم می گفتن صدات آرومه:( با اینکه خیلی وقته دیگه معلمی ندارم که اینو بهم بگه گمونم هنوزم صدام آرومه:(

گاهی باید ببینی اغلن جان ..شنیدن همیشه شرط نیست.

Blogger سینا گفت که :
آآآخی!!
چه بی کس و تنها!

Anonymous کوچ نورد گفت که :
حالا بعد یه عمر قشنگ به صداهای اطرافت گوش دادی...
دیگه این حرفارو نداره!!

Blogger رضا گفت که :
لامصب

شاید همه شما را صدا می کردند ....

Blogger اُغلن کبیر گفت که :
@ میچیکو
البته من از شنیدن این صداها کلاً لذت بردم. اون آخرش واسه تموم کردن متن سیاسی-احساسی من بود! :)

@ ناوات
صدای من‌ام آرومه؛ و برخی جاها فکر می‌کنم از نقاط قوت‌‌امه ولی اکثراً باعث می‌شه حرف‌ت رو تکرار کنی و بیش‌تر حواس ملت به تو جمع بشه که خوش‌ام نمی‌آد.
و البته شدیداً موافق‌ام که این گوش‌ها باید اصلاح شوند تا بتوانند خوب گوش کنند. :)

@ خآتون خآموش
بله خُب. ولی شنیدن هم اگر روش تمرکز بشه خیلی چیز خوبیه. دیدن هم یکی از لذت‌های خوب زندگیه. :)

@ سینا
هیچ‌کس تنها نیست. :)

@ کوچ‌نورد
چرا خیلی هم داره. یعنی چه؟ یرید الشعب استماع الاصوات الجمیل. :)

@ عمورضا
تُف :)

@ نازنین
ولی اونی‌که گفت «زهرا خانم!» مسلماً منظورش من نبودم. :)

Blogger اجوگلین گفت که :
اغلن جان قشنگ نوشتی در مورد قسمت ـخرش هم باید بگم اگه با گوش دل گوش کنی میبینی کسی تو رو هم صدا میکنه...:)

Blogger Sabk_Jadid گفت که :
اول که اومدم خوندم به عنوانش توجه نکرده بودم! نظر من هم مث سینا بود که آخی ی ی ی
ولی بعدش دوباره اومدم و عنوانش رو خوندم! نظرم عوض شد!!!
اومدم کامنت رو خوندم بازم نظرم عوض شد(فکر کردم من اشتباه برداشت کردم)!خلاصه که از اون متنهایی بود که دوست داشتم همیشه بخونم!!!
خیلی از متنهای چند پهلو و گیج کننده خوشم میاد!
و اما در مورد متن!
گاهی اوقات اونقدر دور و اطرافم شلوغه و نمیتونم تمرکز کنم یا درس بخونم که ترجیح میدم توی سر و صدا بخوابم ولی شب توی سکوت مطلق درس بخونم (البته خونه ما همیشه تا 2-2.5شب همه بیدارند و الکی خودشونو به خواب میزنند که وقتی همه خوابیدند به کاراشون برسند!خوبیش اینه که همه خودشونو موظف میدونند سروصدا نکنند)
شبها وقتی می خوام درس بخونم یه صداهای عجیبی می شنوم!!!بر خلاف تو اصلا دلم نمی خواد اون موقع کسی منو صدا که چون اگه این کارو بکنه از ترس جیغ میکشم!!! همینطوریشم متوهم ام!!!

این بار به چشمها خیره شو. شاید کسی نگاهت میکند، بی صدا.

Anonymous نیم تنه گفت که :
اتفاقا خوبه که اغلن جان. کسی باهات کاری نداره راحتی

Anonymous sara گفت که :
من خوب گوش دادم کسی مرا صدا نکرد

Anonymous moon گفت که :
salam dooste aziz man beroozam:)

Anonymous سروش گفت که :
اغلن از تو تابوت چه‌طور شنیدی این همه صدا رو !؟

Blogger اُغلن کبیر گفت که :
@ اجوجکه
بله شاید کسی ما را هم صدا کند روزی.

@ سبک جدید
این‌که صدا نمی‌زنه من رو پس خوبه! می‌تونم بشینم درس‌م رو بخونم. :)

@ شراب‌ساز سوداستیز
فکر خوبیه!

@ نیم‌تنه
زیادی‌ش باعث می‌شه فکر کنی آدم نیستی.

@ سارا
می‌گن لابد گوش‌هامون سنگینه!

@ سروش
تابوت چیه؟ من گفتم فقط دراز کشیده بودم. کلاً روحیه‌ت خشنه؛ مرگ و خون و اعدام و...

Anonymous نازنین ( برگ بی برگی ) گفت که :
شاید اون هم با شما بوده :))))))))) روش نشده با اسم خودتون صدانون کنه یا اسمتون رو نمی دونسته :دی

Anonymous سروش گفت که :
خوب خودت گفتی «من مُردم» !
حتی ُ هم روش گذاشتی که یه وقت اشتباهی کسی نیاد بخوندش «من مَردم».
بعد به من میگی خشن !؟

تازه من خیلی هم لطیف هستم. نازک‌تر از گلم.

اصلاً من خیلی باحالم. لنگه‌ام پیدا نمیشه :))

Anonymous ستاره*** گفت که :
سلام..اصلا این صدا ها شما رو صدا می کردن...چون شنیدی ..

مخصوصا صدای انقباض و انبساط میز..

Anonymous حضرت خضر گفت که :
ماشالله شما چه گوشهای تیزی دارید!

Anonymous سمیه(دتوشو) گفت که :
از صدای سخن عشق ندیدم بهتر

Anonymous سلپن گفت که :
ممنون ازسایتی که داده بودین
ولی عریبم اونقدم خوب نیس
ولی شعرای نزارقبانی رو دوس دارم یه کتابم ازش گرفتم شعرای عربی با ترجمه فارسیش
لحظه های بامزه یو باصداهاشون به تصویر کشیده بودین

Anonymous باهار گفت که :
بي هوا ياد "رستاخيز" شاملو افتادم...

من تمامی ی مرده گان بودم:
مرده ی پرندگانی که می خوانند
و خاموش اند٬
مرده ی زیباترین جانوران
بر خاک و در آب٬
مرده ی آدمیان
از بد و خوب.
من آنجا بودم
در گذشته
بی سرود.
با من رازی نبود
نه تبسمی
نه حسرتی
به مهر
مرا
بی گاه
در خواب دیدی
و با تو بیدار شدم.


اين مرد بلده چطور آدمو ديوونه كنه:)اصرافيلِ شاملو هم مثل اصرافيلِ تو مست بوده اغلن...